ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
791
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
به جاى آوردند . در سال 725 امير چوپان لشكر به خراسان برد زيرا كبك خان بن يسور [ 1 ] لشكر به خراسان آورده بود . در اين نبرد امير چوپان شكست خورد و كبك خان بر خراسان مستولى گرديد . بار ديگر امير چوپان پيروز شد و از لشكر او كشتار بسيار كرد و خراسان را بار ديگر به ابو سعيد بازگردانيد . در آن هنگام كه امير چوپان سرگرم نبرد در اطراف خراسان بود خبر يافت كه سلطان ابو سعيد ، پسرش دمشق خواجه [ 2 ] را گرفته و دربند كشيده است . امير چوپان عصيان كرد و لشكر بر سر ابو سعيد كشيد ولى يارانش از گردش پراكنده شدند . امير چوپان به هرات رفت . و در آنجا در سال 726 به قتل رسيد . ابو سعيد اجازه داد كه پسرانش پيكر او را در مقبرهاى در مدينهء نبويه - على ساكنها افضل الصلاة و السلام - دفن كنند . پيكر امير چوپان را به مدينه بردند ولى نتوانستند در آنجا به خاكش بسپارند . امير مدينه گفت اين كار به اجازهء سلطان مصر صورت خواهد پذيرفت . از اين رو او را در بقيع به خاك سپردند . چون خبر كشته شدن امير چوپان به پسرش دمرداش ( تيمورتاش ) كه در بلاد روم بود رسيد ، بترسيد و با همهء ياران خود از امرا و عساكر به مصر رفت . سلطان الملك الناصر او را به گرمى استقبال كرد و اكرام نمود و رسولان ابو سعيد از پى او بيامدند و از ابو سعيد پيام آوردند كه حكم خدا را در حق او اجرا كنند . سلطان مصر نيز گفت در مقابل بايد در حق قراسنقر از امراى شام هم كه با آنان به منازعه برخاسته بود حكم خدا اجرا گردد و در حق هر دو حكم اجرا شد و اين پاداش اعمالى بود كه مرتكب شده بودند . از آن پس رشتههاى دوستى ميان آن دو سلطان استوار گرديد و ميان دو خاندان مصاهرت به وجود آمد . و دستاندازيها و تجاوزات اعرابى كه ميان آن دو مملكت سكنا داشتند به پايان آمد . سلطان ابو سعيد در سال 736 درگذشت و از او فرزندى بر جاى نماند . او را در سلطانيه به خاك سپردند . پس از او ميان دولتمردانش خلاف افتاد و پادشاهى فرزندان هلاكو منقرض شد و بلادى كه در تصرف داشتند ميان امرا تقسيم شد و دولتهايى در خراسان و عراق عجم و فارس و آذربايجان و عراق عرب و بلاد روم پديد آمد و ما در اين باب سخن خواهيم گفت و اللّه وارث الارض و من عليها و اليه يرجعون .
--> [ ( 1 ) ] متن : سيول . [ ( 2 ) ] متن : خوافى دمشق .